۱۳۹۴ فروردین ۲۸, جمعه

صحبت های درگوشی روحانی و ابتکار کنار دریا!

تو جاده ی شمالم ...تو جاده شمالم!
روحانی: واقعا عجب سفری ست این سفرهای استانی دم مموتی گرم!
ابتکار: راس میگیا خصوصا سفر به شمال !
روحانی:البته جنوب هم خوب است من اندکی سرمایی هستم الان وقت شمال نبود!
ابتکار : خب هوای جنوب غبارالوده نمیشه فعلا رفت فعلا حالشو ببرین!
روحانی(با پوزخند) :بله میدانم با الطاف خفیه جنابتان وسازمان محیط زیست گوه زده شده به هوای جنوب!
ابتکار:این چه حرفیه جناب دکتر...!
روحانی: عصبی نشوید لطفا جنابعالی در غبار خوزستان نهایت کارتان این بود که عکس سلفی با غبارها بیاندازید !
ابتکار: فقط میتونم بگم برای خودم متاسفم!
روحانی:خیلی خوب ناراحت نشوید حرف باد هواست ما هم که زیاد میزنیم!
ابتکار: تقصیر خودته سفرو زهرمارومون کردی  همش ایراد می گیری
روحانی: اخه عجوزه من کمتر از گل بهت میگم تا جوون بودی از دیوار سفارت راس بالا میری حالا پیریت افتادی رو دوش دولت علیل من!
ابتکار: نه اینکه بقیه تون بیس ساله هستین؟ خوبه با سرم و عصا سر کار میرن!
روحانی: ببخش دوشیزه خانم فقط نمیدونم چرا وقتی می بینمت حس می کنم میانگین سن دولت بالاست  به تیم المان نکن میانگینشون بیست و چهار سال می باشد ولیکن ...ولش کن!
ابتکار : راستی دکتر از وعده صد روزه چه خبر؟
روحانی: آخ گفتی! خودمانیم ریدمان داشتیم به معنای واقعی ! حضرت فیل هم ازپس مملکت برنمی اید ما بربیاییم!
ابتکار: دکتر چکار کنیم؟
روحانی: باید یک لنگ را فی الجانب المشرقین  باید در خراسان گذاشت و لنگ دیگر را در مغربین کردستان و درست رید وسط قافیه!
ابتکار: حالا قافیه کجاست؟
روحانی: خودمم هم سراغش می گردم!
ابتکار: حتما سردیتون کرده نمیدونید چی میگین بیا بریم !
روحانی: آره درسته زود باش الان دلواپسا سر میرسن!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر